به مادرم کاشمر
ریشه‌های ما به آب شاخه‌های ما به آفتاب می‌رسد
بارون ببار

  منت مي كشم از دل مادرم كاشمر تا دوباره دامن ابري بهاري شو بپوشه و يك كم اشك شوق بريزه تا دلم وا شه مادر ببار براي من

ببار ای ابر بهار

با دلُم به هوای زلف یار
داد و بیداد از این روزگار

ماهُ دادن به شبهای تار ای بارون


ببار ای بارون ببار

با دلُم گریه كن، خون ببار

در شبای تیره چون زلف یار

بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون



برچسب‌ها: بارون, باران, كاشمر, مادر
| م.الف.گندم | دوشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۲
درباره وب

کاشمر شهری است در استان خراسان رضوی ...
به مادرم کاشمر

دستان تو ...
ترک ترک زمخت کویریست
که بلور بلور دلنمکانش ...
غزل غزل بوسه های گرم خورشیدند
وشب که باد شرنگ شرنگ
میان موهای تو می پیچد
پریشان می کند
انگورهای سیاه مست باغ را
و ترس می افکند
به دل آبراهه های سرگردان
و بادام بادام چشمان تو
خونین بی حرمتی به حریمت می شود
چه آن زمان که فرزندت را
بریدند وربودند وبردند*
و چه حالا که خواب را
بر چشمان بیابانیت حرام کردند**
.یادم باشد برایت نذری را گره گره
بر ضریح سید حمزه وسید مرتضی بنشانم .
مادرم بمان
تا بمانم
و مباد آنکه می خواهد تو نباشی....
یا حق

فرزندت : م.الف.گندم

* اشاره به سرو تاریخی کاشمر
** حمله اشرار به کاشمر در اوایل دهه هشتاد
موضوعات وب
لینک دوستان