به مادرم کاشمر
ریشه‌های ما به آب شاخه‌های ما به آفتاب می‌رسد
سوسن که از خواب پا میشه .... گندمشون وقتی می خواد بخوابه
چرا سگه واق واق می کنه    در توری همسایه قیژ قیژ می کنه     چرا منصور خانم اینا دیر از مهمونی میان و با سر وصدا  چرا همسایه دست چپی هر وقت میرن توالت چراغ های حیاطشون رو روشن می کنن   چرا این روزا ماه اینقدر نورانی شده و میخ میشه تو چشم من   چرا مردی که توی کوچه هست سیگار میکشه (من با بو هم از خواب بیدار میشم )   چرا ماشین حمل زباله اینقدر دیر میاد و با سر وصدا   چرا جیرجیرک اومده تو حیاطمون    وای خروس چرا خروس ده کوچه آن طرفتر از اذان تا هفت صبح می خونه و گلوش خشک نمیشه .....

  نتیجه ؛ ما این شبها که توی حیاط و روی ایوان ( هرچند تابستونه ما بهش میگیم بهارخواب ) می خوابیم کلافه ام شبها تا حدود ساعت 2 بیدار می‌نشینم تا همه همسایه ها بخوابند و نتوانند مرا بدخواب کنند و از اذان صبح هم به خاطر زنگ زدن موبایل یکی از همسایه ها که اتفاقا ایشان هم روی ایوانشان می خوابند بیدار می شوم. من با اولین زنگ موبایلش چشمانم باز می شود و ایشان باید سه دور موبایل از اول تا آخر آواز بخواند تا چشم بگشایند بعد هم بد خوابی دوباره ، بعد از نماز صبح من و بالشت به داخل خانه نقل مکان می کنیم و دور تا دور خانه را برای پیدا کردن گوشه ای که صدای یخچال نیاید و ساعت تیک و تاک نکند و مگسسسسسسسس ویز ویز نکند می گردیم .

از وقتی زلزله آمده تنها توی خانه  نمی خوابم و البته گرم نیز هست  و دلم نمی اید برای خودم تنهایی کولر روشن کنم . نگید خسیسی که روی مصرف آب خیلی حساسم . هوای بیرون و نسیمش عالیست ولی همه این عوامل آزار دهنده هم هستند و جالب که همسرم و دخترم تخت می خوابند .

شاید به دلیل کاری هست که برایم خوشایند است و قرار است از فردا صبح زود آغاز شود : ســـــفری متفاوت


برچسب‌ها: خودم
| م.الف.گندم | دوشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۴
درباره وب

کاشمر شهری است در استان خراسان رضوی ...
به مادرم کاشمر

دستان تو ...
ترک ترک زمخت کویریست
که بلور بلور دلنمکانش ...
غزل غزل بوسه های گرم خورشیدند
وشب که باد شرنگ شرنگ
میان موهای تو می پیچد
پریشان می کند
انگورهای سیاه مست باغ را
و ترس می افکند
به دل آبراهه های سرگردان
و بادام بادام چشمان تو
خونین بی حرمتی به حریمت می شود
چه آن زمان که فرزندت را
بریدند وربودند وبردند*
و چه حالا که خواب را
بر چشمان بیابانیت حرام کردند**
.یادم باشد برایت نذری را گره گره
بر ضریح سید حمزه وسید مرتضی بنشانم .
مادرم بمان
تا بمانم
و مباد آنکه می خواهد تو نباشی....
یا حق

فرزندت : م.الف.گندم

* اشاره به سرو تاریخی کاشمر
** حمله اشرار به کاشمر در اوایل دهه هشتاد
موضوعات وب
لینک دوستان