به مادرم کاشمر
ریشه‌های ما به آب شاخه‌های ما به آفتاب می‌رسد
جای شما خالی
با بابای دخترم و دخترم رفتیم جشن خوش گذشت صندلی خالی کم گیر میامد هر جوری بود جای شما را خالی کردیم ، جشن با آغازی شادمانه از اجرای آقای قاسمی شروع شد همراه با ترانه زیبای آی بچه ها آی بچه ها ...

خانم خاکسار مجری هوشمند جشن در اولین جمله ها شرور مجلس را رصد نموده  و به بهانه کمک در اجرا اقا سجاد را به ردیف اول هدایت کردند تا کنترل بیشتری داشته باشند خدا وکیلی تصور من این بود که بچه ها مثل یک سبد توپ پینگ پنگ که روی زمین ریخته می شوند به بالا و پایین بپرند چه بچه های خوبی بودند اتشپاره هم آتشپاره های قدیم ...

خلاصه نمایش عروسکی و مسابقه ودست وجیغ و هورا و... دست گروه نمایش گل ،که کلی در آن لباسهای پشمالو عرق ریختند و بعد پایان مراسم با بچه ها عکس گرفتد و بچه ها مامان باباها را پیاده کردند و کتاب خریدند البته دختر من به یک کتابچه با نام چیزهای سرانگشتی قناعت کرد یک جعبه جوهر کوچک هم داشت و از روی الگوهای داده شده می شد با اثر انگشت شکل ساخت

از همه مهمتر آخر جشن همسرم غافلگیرم کرد و به محض اینکه باهاش تماس گرفتم که بیا دنبالمون مثل اینکه پر سیمرغ را اتش زده باشی ظاهر شد (نمی گم موی جن) وگفت از اول جشن امده و اخر سالن نشسته

خلاصه امشب دخترم خنــــــــــــــــــــــــــــــدید .....


    

   

هفت سین ادبی و سنتی در کنار هم


برچسب‌ها: جشن, کتابکده نردبان اسمان, نردبان آسمان
| م.الف.گندم | پنجشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۱
درباره وب

کاشمر شهری است در استان خراسان رضوی ...
به مادرم کاشمر

دستان تو ...
ترک ترک زمخت کویریست
که بلور بلور دلنمکانش ...
غزل غزل بوسه های گرم خورشیدند
وشب که باد شرنگ شرنگ
میان موهای تو می پیچد
پریشان می کند
انگورهای سیاه مست باغ را
و ترس می افکند
به دل آبراهه های سرگردان
و بادام بادام چشمان تو
خونین بی حرمتی به حریمت می شود
چه آن زمان که فرزندت را
بریدند وربودند وبردند*
و چه حالا که خواب را
بر چشمان بیابانیت حرام کردند**
.یادم باشد برایت نذری را گره گره
بر ضریح سید حمزه وسید مرتضی بنشانم .
مادرم بمان
تا بمانم
و مباد آنکه می خواهد تو نباشی....
یا حق

فرزندت : م.الف.گندم

* اشاره به سرو تاریخی کاشمر
** حمله اشرار به کاشمر در اوایل دهه هشتاد
موضوعات وب
لینک دوستان