به مادرم کاشمر
ریشه‌های ما به آب شاخه‌های ما به آفتاب می‌رسد
مرگ می‌خواست این‌طور زیبا باشد که ما خاکش کردیم
حاج خانوم بعد از بالا و پایین شدن قند خون بعد از بالا رفتن ضربان قلبش بعد از رسیدن به بیمارستان تربت توی یک سحر رمضان رفت ...

به مادرش آبجی می گفته... چند نفری توی اتاق بودند و او مدام می گفته آبجی مو رُم بِبُر یکی می پرسه حواسش نیست و جلو رفته می پرسد خاله مو کی اُم  و او گفته حواسم هست تو حاج امینی و بعد به گوشه ای خیره شده و گفته آبجی مو رُم بِبُر و رفته .... برای همیشه . 

بعد از برگشتنش به روستا کلی ماشین تو جاده خاکی ده غبار براه انداخته بودند و او همینطور می خواست که پر طمطراق برود و رفت .... برای همیشه .

* تیتر نوشته : گروس عبدالمالکیان


برچسب‌ها: ترقی, تربت حیدریه
| م.الف.گندم | پنجشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۴
درباره وب

کاشمر شهری است در استان خراسان رضوی ...
به مادرم کاشمر

دستان تو ...
ترک ترک زمخت کویریست
که بلور بلور دلنمکانش ...
غزل غزل بوسه های گرم خورشیدند
وشب که باد شرنگ شرنگ
میان موهای تو می پیچد
پریشان می کند
انگورهای سیاه مست باغ را
و ترس می افکند
به دل آبراهه های سرگردان
و بادام بادام چشمان تو
خونین بی حرمتی به حریمت می شود
چه آن زمان که فرزندت را
بریدند وربودند وبردند*
و چه حالا که خواب را
بر چشمان بیابانیت حرام کردند**
.یادم باشد برایت نذری را گره گره
بر ضریح سید حمزه وسید مرتضی بنشانم .
مادرم بمان
تا بمانم
و مباد آنکه می خواهد تو نباشی....
یا حق

فرزندت : م.الف.گندم

* اشاره به سرو تاریخی کاشمر
** حمله اشرار به کاشمر در اوایل دهه هشتاد
موضوعات وب
لینک دوستان