به مادرم کاشمر
ریشه‌های ما به آب شاخه‌های ما به آفتاب می‌رسد
در هوایت بیقرارم

 در هوایت بیقرارم روز وشب

سر زپایت بر ندارم روز وشب
روز وشب را همچو خود مجنون کننم
روز وشب را کی گذارم روز وشب

جان ودل از عاشقان می خواستند
جان ودل را می سپارم روز وشب
تا نیابم آن چه در مغز منست
یک زمانی سر نخارم روز وشب

تا که عشقت مطربی آغاز کرد
گاه چنگنم گاه تارم روز وشب
می زنی تو زخمه وبر می رود
تا به گردون زیر وزارم روز وشب

خداوندگار عشق

پ. ن : دیشب به آخرای فصل شعر زمستان رسیدم .

دیروز پاک کن و مداد تراشم به جای من آزمون ارشد دادند (به غیر از سوال های زبان که واقعا خوندمشون و جواب دادم )

*برگرفته از صفحه خانم رستاک


برچسب‌ها: عشق
| م.الف.گندم | شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲
درباره وب

کاشمر شهری است در استان خراسان رضوی ...
به مادرم کاشمر

دستان تو ...
ترک ترک زمخت کویریست
که بلور بلور دلنمکانش ...
غزل غزل بوسه های گرم خورشیدند
وشب که باد شرنگ شرنگ
میان موهای تو می پیچد
پریشان می کند
انگورهای سیاه مست باغ را
و ترس می افکند
به دل آبراهه های سرگردان
و بادام بادام چشمان تو
خونین بی حرمتی به حریمت می شود
چه آن زمان که فرزندت را
بریدند وربودند وبردند*
و چه حالا که خواب را
بر چشمان بیابانیت حرام کردند**
.یادم باشد برایت نذری را گره گره
بر ضریح سید حمزه وسید مرتضی بنشانم .
مادرم بمان
تا بمانم
و مباد آنکه می خواهد تو نباشی....
یا حق

فرزندت : م.الف.گندم

* اشاره به سرو تاریخی کاشمر
** حمله اشرار به کاشمر در اوایل دهه هشتاد
موضوعات وب
لینک دوستان