به مادرم کاشمر
ریشه‌های ما به آب شاخه‌های ما به آفتاب می‌رسد
در این شب سرد بیدارم و بس دلتنگ توام درگیر قفس

با هر چه صدا با هر چه نفس فریاد از تو ای عشق

... 

.....

خاموشم و سرد با یاد تو من گفتم دل از این بیراهه بکن

من خسته ام از آواره شدن

فریاد از تو ای عشق

امشب آخرین قسمت فیلم پروانه را دیدم  و به یاد اشک هایی افتادم که در تماشای قبلی ام داشتم ...

یک جاهایی از فیلم یک جورایی من را می برد به کجا نمی دانم فیلم خوب بود یا بد نمی دانم . چرا سرو طلایی نگرفت نمی دانم ولی انگار فیلم مرا می دانست . چنان دست به دست فیلمنامه  می شدم که ....

تمام شد اینبار یکی دو قسمت اول و امشب قسمت اخرش را دیدم همه قلبم توی مشتم جمع شده بود ، ستایش با تمام شدن فیلم یک نفس راحت کشید و من همچنان درگیرش بودم اینقدر که گفتم بنویسم تا آرام شوم


برچسب‌ها: عشق
| م.الف.گندم | شنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۲
درباره وب

کاشمر شهری است در استان خراسان رضوی ...
به مادرم کاشمر

دستان تو ...
ترک ترک زمخت کویریست
که بلور بلور دلنمکانش ...
غزل غزل بوسه های گرم خورشیدند
وشب که باد شرنگ شرنگ
میان موهای تو می پیچد
پریشان می کند
انگورهای سیاه مست باغ را
و ترس می افکند
به دل آبراهه های سرگردان
و بادام بادام چشمان تو
خونین بی حرمتی به حریمت می شود
چه آن زمان که فرزندت را
بریدند وربودند وبردند*
و چه حالا که خواب را
بر چشمان بیابانیت حرام کردند**
.یادم باشد برایت نذری را گره گره
بر ضریح سید حمزه وسید مرتضی بنشانم .
مادرم بمان
تا بمانم
و مباد آنکه می خواهد تو نباشی....
یا حق

فرزندت : م.الف.گندم

* اشاره به سرو تاریخی کاشمر
** حمله اشرار به کاشمر در اوایل دهه هشتاد
موضوعات وب
لینک دوستان