باز پای سیستم بودی ؟ - تلفن کنار سیستم من است - آخه چی به تو می دهند ؟ به تو چه که کی بچه اش مریض شده ، مادر شوهرش قانقاریا گرفته ، رفته سفر عکس انداخته ، شعرهای خوب نوشته ، شوهرش دعواش کرده ، امتحان داره ، کاردستی درست کرده .........
الان گوشی ده سانت آنطرف تر از گوش من است البته نه برای اینکه مامان داد می زنند نه اهلش نیستند حرفها تکراریست ، گاهی فکر می کنم چرا ؟
شاید دوست داریم که بگوییم و بشنویم اصلا مامان خانمی یادتان رفته با صدیق خانم و بعدترهاش با حسنی خانم دم در تو ی آن کوچه بن بست می نشستید و با هم درد دل می کردید شاید از همان حرف های خاک برسری می زدید که هیچ وقت ما را توی جمعتان راه نمی دادید و ده متر آنطرفتر برایمان نه خودمان برای خودمان فرش پهن می کردیم و خاله بازی وای هنوز آن اسباب بازی های سفالی ره آورد قم را دارم که چایی می ریختیم و قند پهلویش می گذاشتیم و بچه هایمان را بزرگ می کردیم و مثلا خودمان را بزَک سمیه زهرا الهه یادش به خیر ....
بعدترها آخوندهای روضه های زنانه امر کردند زنها دم در ننشینند تا غروب ، بروند گرد و خاک دور این لامپ را - آقا اشاره کرده بود به لامپ سقف - بگیرند . زنها خجالت کشیدند و دیگر نرفتند .
بعد گفتند چه کنیم که دلمان نپوسد دوره های زنانه راه افتاد در محل و هفته به هفته جمع می شدند خانه یکی و می گفتند و می خوردند و اِی گاهی قری هم به کمر می افتاد - البته من و مادرم همیشه در این امر خطیر مستثنی بودیم بس که بی هنریم - بعد با همفکری به این نتیجه رسیدند که قباحت دارد و تصمیم گرفتند قرآن دوره را راه بیاندازند به همین صورت هفتگی البته تا به این مرحله برسند همه مامان های محل پا به سن گذاشته بودند .
همه خانم ها دوست دارند لحظه هایی را برای خودشان باشند فقط برای خودشان اصلا حرف بزنند و بشنوند دیروز به این نتیجه رسیدم که این گپ های وبلاگی ما به نوعی همان سرکوچه نشستن دیجیتال است .
آخیش دلم وا شد بس حرف نوشتم .
البته همه وبلاگ ها به این صورت نیستند برخی نگاهی رسانه ای دارند یا ترویج یک فرهنگ و یا یک نوع خاص نگاه شاید هم به اشتراک گذاشتن نگاه و دریافت تجربه با همه اینها قبول دارم به نوعی گذراندن وقت است که می رود از کف حالا کدام صفحه را دیده و خوانده ایم می شود محصول همین دیده ها و شنیده ها که سپاسگذارم از دوستانی که آموختند به من
**من این دو کلمه را ننویسم دلم می پوسد آسیدمحمد هی برو چغلی مرا پیش مامانم بکن که این دختر درس نمی خواند و وقتش را تلف می کند .
