از اول کتاب درسی ستایش از درس ( -ِ ، ه ، اِ ، به ) می ترسیدم برایم مشکل بود که چطوری حالی اش کنم که این چهار شکل از یک حرف را کجا به کار ببرد از انجا که کتاب زندگی تند تند ورق می خورد رسید به این درس و خدا را شکر رد شد و مشکل زیادی نداشتیم .
در دفتر مدرسه با مامان یک کلاس اولی دیگر صحبت می کردیم که ی در مازیار با ی در سیب فرق می کند و یک درس جداست و حروف هم شکل و دو صدا یادگرفتنش برای کلاس اولی ها سخت است و از این حرفها ....
بعد خودم را دلداری دادم که دختر من شاهکار که نمی کند مگر من و بقیه کلاس اولی نبودیم یاد می گیرند دیگر و یا اصلا از زبان چینی که سخت تر نیست چطور آن چشم بادامی ها به این خوبی می نویسند و یاد هم می گیرند
و بعد انگار مطلب مهمی یادم آمده باشد گفتم وای «خواهر » این یکی را کجای دلم بگذارم و رو کردم به دبیر ادبیات و گفتم نمی شود ما اینطور بنویسیمش خاهر کار من هم راحت بشود این واو استثنا از کجا آمده و لب ور چیدم وای اگر به این درس برسند .
که خانم ادبیات شاکی و غضب کرده گفت خانوم فاجعه است فاجعه بگذار یک لغت اصیل ایرانی بماند که به زبان اریایی (پهلوی ) ما نزدیک است .خواهر در زبان پهلوی همان خواهر (khoahar) تلفظ می شده این فاجعه است که زبان محاوره ای کم کم وارد زبان نوشتاری ما شده است و من تصور کردم جریان گند آبی را که به رودخانه ای زلال می ریزد ..............
و گفتگو ی آخر شب تلویزیون در همین مورد بود و دقیقا از همین کلمه فاجعه استفاده شد .
حالا تصمیم گرفته ام که از این به بعد با زبان محاوره ام ننویسم اگر دست جمعی تصمیم بگیریم بهتر نیست ؟!!.
