به مادرم کاشمر
ریشه‌های ما به آب شاخه‌های ما به آفتاب می‌رسد
باران

مادرم از غروب گذشته تا اکنون می گرید . یک ماهی بود که بغض کرده بود و حالا دلش خالی شد ومن چشمهای اشکی اش را دوست دارم تا حالا محو چشمهای کسی شدی که گریه می کند  ازعشق ؟!نه از طلب(مثل بچه ها) این گریه ترحم برانگیز است ولی چشم های عاشق ، دلتنگ،منتظر زیبا می گرید حالا می خواهم محو چشمان مادر عاشقم شوم که هر دانه اشکش را فرشته ها بر دامنش می نشانند و آنقدر هوای دلم را بارانی کرده که دلم قدم زدن خواسته زیر باران نگاه مادر در حاشیه بولوار سید مادر آنقدر گریه کن تا سبک شوی 

     باران شدید روی صندلی پارک شب خیابان خلوت تاریک .gif


برچسب‌ها: باران, مادر
| م.الف.گندم | پنجشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۱
درباره وب

کاشمر شهری است در استان خراسان رضوی ...
به مادرم کاشمر

دستان تو ...
ترک ترک زمخت کویریست
که بلور بلور دلنمکانش ...
غزل غزل بوسه های گرم خورشیدند
وشب که باد شرنگ شرنگ
میان موهای تو می پیچد
پریشان می کند
انگورهای سیاه مست باغ را
و ترس می افکند
به دل آبراهه های سرگردان
و بادام بادام چشمان تو
خونین بی حرمتی به حریمت می شود
چه آن زمان که فرزندت را
بریدند وربودند وبردند*
و چه حالا که خواب را
بر چشمان بیابانیت حرام کردند**
.یادم باشد برایت نذری را گره گره
بر ضریح سید حمزه وسید مرتضی بنشانم .
مادرم بمان
تا بمانم
و مباد آنکه می خواهد تو نباشی....
یا حق

فرزندت : م.الف.گندم

* اشاره به سرو تاریخی کاشمر
** حمله اشرار به کاشمر در اوایل دهه هشتاد
موضوعات وب
لینک دوستان