مادرم از غروب گذشته تا اکنون می گرید . یک ماهی بود که بغض کرده بود و حالا دلش خالی شد ومن چشمهای اشکی اش را دوست دارم تا حالا محو چشمهای کسی شدی که گریه می کند ازعشق ؟!نه از طلب(مثل بچه ها) این گریه ترحم برانگیز است ولی چشم های عاشق ، دلتنگ،منتظر زیبا می گرید حالا می خواهم محو چشمان مادر عاشقم شوم که هر دانه اشکش را فرشته ها بر دامنش می نشانند و آنقدر هوای دلم را بارانی کرده که دلم قدم زدن خواسته زیر باران نگاه مادر در حاشیه بولوار سید مادر آنقدر گریه کن تا سبک شوی

