به مادرم کاشمر
ریشه‌های ما به آب شاخه‌های ما به آفتاب می‌رسد
نیلوفر عاکفیان

عشقت که مانده توی دلم بو گرفته است
بوی طلسم و جنبل و جادو گرفته است
صد قرن می شود به گمانم که نیستی
کشتی نوح بعد تو پهلو گرفته است
اصلا تمام قصه ی ابلیس را خدا
از روی سرگذشت تو الگو گرفته است
وقتی به سیب سرخ حوا گاز می زدی
آدم رسیده و گزک از او گرفته است
حالا دوباره آمده ای خون به پا کنی؟
ابلیست از خیال چه نیرو گرفته است؟
انگار باورت شده جدا شفاگری!
ایوب از دو دست تو دارو گرفته است
یا یوسفی که دیده ی یعقوب منتظر
تنها از عطر پیرهنت سو گرفته است
برگشته ای که مبدأ تاریخ چی شوی؟
وقتی جهان به هجری تو خو گرفته است
 


«من اسم این تابلو و یا عکس را به جای چشمهایش می گذارم دستهایش»


برچسب‌ها: عشق
| م.الف.گندم | جمعه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۲
درباره وب

کاشمر شهری است در استان خراسان رضوی ...
به مادرم کاشمر

دستان تو ...
ترک ترک زمخت کویریست
که بلور بلور دلنمکانش ...
غزل غزل بوسه های گرم خورشیدند
وشب که باد شرنگ شرنگ
میان موهای تو می پیچد
پریشان می کند
انگورهای سیاه مست باغ را
و ترس می افکند
به دل آبراهه های سرگردان
و بادام بادام چشمان تو
خونین بی حرمتی به حریمت می شود
چه آن زمان که فرزندت را
بریدند وربودند وبردند*
و چه حالا که خواب را
بر چشمان بیابانیت حرام کردند**
.یادم باشد برایت نذری را گره گره
بر ضریح سید حمزه وسید مرتضی بنشانم .
مادرم بمان
تا بمانم
و مباد آنکه می خواهد تو نباشی....
یا حق

فرزندت : م.الف.گندم

* اشاره به سرو تاریخی کاشمر
** حمله اشرار به کاشمر در اوایل دهه هشتاد
موضوعات وب
لینک دوستان