به مادرم کاشمر
ریشه‌های ما به آب شاخه‌های ما به آفتاب می‌رسد
آغوش
وقتی دخترم دو یا سه ساله بود به خاطر سرما خوردگی و التهاب لوزه باید داروی نازو فلو را در بینی اش اسپری می کردم که برایش ناخوشایند بود او را بغل گرفتم باهاش خندیدم و کنار حال چهار زانو نشستم و تو بغلم جوری گرفتمش که کمتر حرکت کند بعد با شوخی و بوسه اسپری بینی اش را زدم و سریع کمی آب به او دادم اینبار گریه نکرد و اصرار کرد دوباره به بازی ادامه دهم از آن به بعد تا حالا که هفت ساله است .اصرار دارد موقع اسپری بینی چهار زانو بنشینم و در اغوشم آرام گیرد من با او بخندم بعد دارو ....و باز هم بخندد ...

.

.

.

خداجوون من هم سرما خوردم بد جور ...

سردمه ، فکرم یخ زده و اندیشه ام منجمد شده و تو دست از دلم برداشته ای .

منم دارو می خوام به شرطی که تو آغوش تو باشم ،حتی اگر تلخ ترین باشه

سردمه خداااااا سردمه ....


برچسب‌ها: خدا
| م.الف.گندم | پنجشنبه نهم خرداد ۱۳۹۲
درباره وب

کاشمر شهری است در استان خراسان رضوی ...
به مادرم کاشمر

دستان تو ...
ترک ترک زمخت کویریست
که بلور بلور دلنمکانش ...
غزل غزل بوسه های گرم خورشیدند
وشب که باد شرنگ شرنگ
میان موهای تو می پیچد
پریشان می کند
انگورهای سیاه مست باغ را
و ترس می افکند
به دل آبراهه های سرگردان
و بادام بادام چشمان تو
خونین بی حرمتی به حریمت می شود
چه آن زمان که فرزندت را
بریدند وربودند وبردند*
و چه حالا که خواب را
بر چشمان بیابانیت حرام کردند**
.یادم باشد برایت نذری را گره گره
بر ضریح سید حمزه وسید مرتضی بنشانم .
مادرم بمان
تا بمانم
و مباد آنکه می خواهد تو نباشی....
یا حق

فرزندت : م.الف.گندم

* اشاره به سرو تاریخی کاشمر
** حمله اشرار به کاشمر در اوایل دهه هشتاد
موضوعات وب
لینک دوستان